امیرسامامیرسام، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

جوجه کوچولوی مامان

چقدر زود دیر میشه

  جانکم چند وقته به مامان میگی چرا صبحها منو ول میکنی میری. هر چی میگم نه عزیزم . صبحها قبل از رفتن بوست میکنم نازت میکنم روتو میکشم و به فرشته ها میگم مراقبت باشند بعد میرم. اما قبول نمیکنی میگی نه ولم میکنی. چقدر زود دیر می شه.     ...
5 دی 1391

شروعی متفاوت

خوب یک کم برای این کار دیر شده ولی مامان خیلی دوست داشت یه روزی این کار رو انجام بده یعنی یه وبلاگ که توش برات بنویسه. فکر کنم با یه عکس از تولد سه سالگیت شروع خوبی باشه . تولد چهارسالگیت هنوز توی دوربین منتظرن تا خالی بشن. اولش یک کم گریه کردی و گفتی دوست نداری تو مهد تولد بگیریم اما آخراش بهت خوش گذشت. مایون هم پیش ما بود . اومد مهد. بابا هم یه سر اومد و کیک و آورد و یه عکس گرفت و رفت. دوست دارم عزیزترین ...
4 دی 1391