امیرسامامیرسام، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

جوجه کوچولوی مامان

شروعی متفاوت

1391/10/4 13:33
نویسنده : مامان امیرسام
237 بازدید
اشتراک گذاری

خوب یک کم برای این کار دیر شده ولی مامان خیلی دوست داشت یه روزی این کار رو انجام بده یعنی یه وبلاگ که توش برات بنویسه. فکر کنم با یه عکس از تولد سه سالگیت شروع خوبی باشه . تولد چهارسالگیت هنوز توی دوربین منتظرن تا خالی بشن. اولش یک کم گریه کردی و گفتی دوست نداری تو مهد تولد بگیریم اما آخراش بهت خوش گذشت. مایون هم پیش ما بود . اومد مهد. بابا هم یه سر اومد و کیک و آورد و یه عکس گرفت و رفت.

دوست دارم عزیزترین
اون روز یک کم گریه کردی و گفتی من تولد تو مهد نمیخوام ولی آخرش بهت خوش گذشت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

مامان آبتین
4 دی 91 12:56
آفرین دوست عزیزم . هنوز هم باهوشی مثل اون موقع ها می بینم که خیلی خوب وبلاگ رو درست کردی . از طرف من پسر گلت رو ببوس
مامان آبتین
4 دی 91 14:19
کاشکی خاله مرجانش اون جا بود یه ذره از اون کیک خوشمزه می خورد . آخه میدونی که من عاشق کیکم
سید محمد موسوی
5 دی 91 13:10
احسنت به تو که زیبا کار کردی ولی امیر سام بچگی خیلی خوشگل شد .
سید محمد موسوی
23 دی 91 0:34
خبری از کارهای جدیدتون نیست